0
  • سبد خرید شما خالی است.

حسابداری علم یا هنر

حسابداری علم یا هنر

در دهه‌های اخیر در مورد موضوع حسابداری، بحث‌های بسیاری بوده است که یکی از این بحث‌ها و مسئله‌ها، سوال زیر را مطرح می کند: حسابداری علم است یا هنر؟

محققین و اندیشمندان حسابداری همواره به دنبال این بودند تا حسابداری را یک علم معرفی کنند چرا که رشته‌های علمی جایگاه بهتری در جامعه دارند. در این مقاله می ‌خواهیم بررسی کنیم که حسابداری یک علم است یا هنر! اگر شما هم علاقمند به این موضوع هستید، حتما این مقاله را تا پایان همراه ما باشید.

علم چیست؟

علم عبارت است از صورت چیزی که بدون هیچ سندی در ذهن نقش ببندد و از نظر لغت به معنای دانش می باشد، دانشی که در برابر جهل و نادانی است. ویلیام جیمز علم را اینگونه تعریف می کند: علم مجموعه‌ای از قراردادهای ساده است.

در دانشنامه بریتانیکا علم اینگونه تعریف شده است:

هر نظامی از دانش متمرکز بر جهان فیزیکی و رخدادهای آن متضمن مشاهدات بدون سوگیری و تجربیات سیستماتیک است. به طور کل، علم به دنبال دانشی ست که حقایقی از عملکرد قوانین اساسی را افشا می ‌کند.

به نظر کارل پوپر، یک رشته یا نظریه وقتی علمی ست که گزاره‌هایش ابطال پذیر باشند. ابطال پذیری ویژگی است که مستقل از صحت و درستی در نظریه می باشد. یک نظریه حتی در صورتی که آزمایش ابطال کننده آن امکان پذیر نباشد، می تواند ابطال پذیر باشد. پوپر مفهوم ابطال پذیری را فراتر از اصلی می پنداشت که مرز علم و غیر علم را مشخص می نماید.او اعتقاد داشت، روند پیشرفت علوم، چرخه پایان ناپذیری دارد که در این چرخه نظریه مطرح می ‌شود و پس از باطل شدن، نظریه دیگری به جای آن عرضه می ‌شود.

ماکس وبر جامعه شناس برجسته آلمانی معتقد بود، اثرات هنری اصیل هیچ وقت جانشین ندارند و هرگز منسوخ و کهنه نمی ‌شوند، یعنی کسی نمی ‌گوید که این اثر هنری قدیمی شده یا منسوخ شده است. اما در قلمرو علم هر تئوری می تواند ناسخ تئوری دیگر باشد. به نظر وبر ناتمامی از خصلت‌های بنیادی علوم نوین است.

هنر چیست؟

هنر انواع مختلفی دارد از جمله آن‌ها: موسیقی، فیلم، عکاسی، نقاشی، شعر، قصه و… می باشد.

البته که انواع هنر با هم نقطه اشتراک‌هایی دارند، اما هنرمندان و فیلسوفان بر این عقیده هستند که کشف وجه اشتراک بین آثار هنری امری غلط است چرا که تفاوت بین آثار هنری به اندازه‌ای زیاد است که ارائه تعریفی درباره آنها صحیح نیست.

بدون تردید می توان گفت، هنر در فرهنگ‌ها و جوامع مختلف دارای مفاهیم گوناگونی می باشد که در برگیرنده دغدغه‌ها، باورها و خواسته‌هایی ست که عموما بر مبنای فرهنگ و تمدن می‌ باشد.

در واقع هنر در گذشته بسیار واضح بود اما امروزه به جایگاهی دست یافته‌ایم که هر چیزی را می توان یک اثر هنری نامید. حالا این سوال پیش می آید که چه چیزی باعث می شود که یک اثر، هنری نامیده شود؟

هنر در مقابل علم

در بیانیه‌های رسمی، نشریات و کتب، حسابداری به عنوان یک هنر در مقابل علم تعریف شده است. معمولا این دسته از منابع، حسابداری را یک هنر طبقه بندی، تلخیص و ثبت گزارش گیری رویدادهای مالی تعریف نمودند.

این افراد بر این باورند که حسابداری بر مبنای قراردادها می باشد در حالی که علم بر مبنای قوانین است.

دانشمندی به نام استرلینگ بیان می دارد که تعریف حسابداری در پایه دو تصور اشتباه بنا شده است:

  • اول اینکه نویسندگان درک غلطی از ماهیت علم دارند و بر این باورند که اگر یک رشته علمی باشد باید تابع قوانین تغییر ناپذیر و کاملا صحیح باشد. در واقع قوانین مربوط به دقیق‌ترین علوم نیز، تغییر پذیرند اما دانشمندان معتقدند که قوانین همواره در حال به چالش کشیده شدن هستند و قابل تغییرند.
  • دومین برداشت اشتباه در این خصوص این است که افراد فکر می ‌کنند علوم بر مبنای قوانین هستند. این تصور اشتباه سبب این می‌ شود که حسابداری هنر تصور شود چرا که در شرایط فعلی حسابداری و مبنای قراردادهاست نه قوانین.

حسابداری علم یا هنر

در سال ۱۹۱۰ میلادی انتشارات‌ دانشگاه لاسل اکستنژن، این تعریف را برای حسابداری ارائه داد:

 حسابداری علمی است که هدفش ارائه سیستماتیک وقایع کسب و کار است و این ارائه باید طبق یکسری از اصول صورت بگیرد.

کستر بر این باور بود که حسابداری هم علم است هم هنر. تعیین اصول حسابداری، علم و ارائه اطلاعات مبتنی بر این اصول، هنر است. در حقیقت از دیدگاه او هنر حسابداران پیاده کردن اصول و قواعد مربوط به علم حسابداری می باشد.

استرلینگ در کتاب خود بیان کرد که ما حسابداران مشکلات را حل نمی کنیم بلکه بعد از مدتی بحث، آنها را حل نشده رها می‌ کنیم. مباحث مربوط به موضوعات به جای اینکه به نتیجه ختم شوند آنقدر ادامه دار می شوند تا موضوعات جدیدی جای آنها را بگیرد و مسائل قدیمی فراموش شوند.

گوتنبرگ در مقاله‌ای با عنوان آیا حسابداری یک رشته علمی است! بیان می ‌دارد نظام‌مند بودن به معنی علمی بودن نیست، علمی بودن یعنی با استفاده از یک سری اصول کلی بتوان به یک نتیجه مشخص رسید. برای مثال تعیین ساعت حرکت قطار می ‌تواند نظام نباشد اما علمی نیست.

جمع‌بندی

این مسئله که حسابداری علم است یا هنر، بستگی به چگونگی تعریف هنر و علم دارد. اگرچه بسیاری از فلاسفه و صاحب نظران از تعریف علم و هنر طفره می روند. اما در این خصوص تعاریف و معیارهایی بیان شده توسط افرادی که اقدام به تعریف علم و هنر کردند نیز اتفاق نظر و اجماع صورت نپذیرفته است. اما باید دقت نمود که در حسابداری هیچ چیزی که ذاتا غیره علمی باشد، وجود ندارد. در واقع این رویکرد ماست که غیر علمی ست. برای ما امکان با بکارگیری رویکرد علمی وجود دارد. حسابداری با مسائل فراوانی روبرو شده است که شاید بتوان ادعا کرد بیشتر مربوط به اندازه گیری می باشد. این موضوع را باید از این دیدگاه ببینیم‌ که رفع آن دشوار است، نه غیر ممکن. به عقیده استرلینگ با حرکت به سوی اندازه گیری نه محاسبه، می توان به سمت و سوی علم حسابداری حرکت کرد و در نهایت باید توجه نمود که نباید دچار علم باوری شویم.

سوالات و نظرات خود را از قسمت دیدگاه‌ها برایمان ارسال نمایید.

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *