بد اخلاقی در حسابداری

بد اخلاقی در حسابداری

منبع اصلی اصول اخلاقی در حسابداری ، آیین رفتار حرفه‌ای می باشد. اما فقط آیین رفتار حرفه‌ای به معنای تعهد نسبت به آن نیست. علاوه ‌بر این هیچ آیین رفتار حرفه‌ای قادر نخواهد بود هر نوع مسئله اخلاقی که فرد حرفه‌ای با آن روبرو می ‌شود را شامل شود.

 در چند سال اخیر تحقیقات فراوانی در مورد اخلاق در حسابداری تهیه شده است که ما قصد داریم با توجه به این تحقیقات و بررسی‌ها مقاله‌ای با عنوان بد اخلاقی در حسابداری به شما ارائه دهیم.

الزامی است که هر حسابداری درک بسیار روشنی از این مسئله داشته باشد و به مطالعه این نوع از مقاله‌ها بپردازد تا تبدیل به یک فرد حرفه‌ای در زمینه اخلاق حسابداری شود.

بد اخلاقی در حسابداری چیست و چه پیامدهایی دارد؟

بد اخلاقی در حسابداری بدین منظور است که فرد حسابداری یا مدیر برای کسب سود بیشتر به اعمال متقلبانه‌ای دست بزند. بداخلاقی در حسابداری  پیامدهای بدی برای مجموعه یا سازمان دارد که در ادامه می خواهیم به ۵ پیامد غیر اخلاقی در فرایند گزارشگری مالی بپردازیم:

پیامد نادیده گرفته شدن حقوق دولت

همانطور که می‌ دانید دولت یکی از ذینفعان واحدهای تجاری می باشد که نسبت به منافع شرکت‌ها و سازمان‌ها دارای سهم و حقوقی است. از همین رو واحدهای تجاری باید مبلغی از درآمد سالیانه خود را به حساب دولت انتقال دهند. در واقع به دلیل اینکه دولت زمینه امنیت را برای تجار فراهم می آورد باید اینکار صورت بگیرد.

 به بیان دیگر اگر ارگان‌های دولتی نباشند، تجارت امن هم وجود نخواهد داشت. در همین میان افراد سودجویی هستند که در گزارش‌گیری‌های مالی، حقوق دولت را نادیده می گیرند. اگر این اتفاق ادامه داشته باشد و مدیران شرکت‌ها و سازمان‌ها تخلفات خود را در محاسبه مالیات، پیش ببرند و ارزش‌های اخلاقی را زیرپا بگذارند، دولت دچار ضرر و زیان می شود و از سوی دیگر این ضرر و زیان به ضرر افراد جامعه ختم می شود.

به عبارتی در نظام مالی دولت، در ابتدا درآمدها به حساب خزانه واریز می شود و بعد از آن، تصویب بودجه مبالغ درآمدها صرف مخارج تعیین شده می شود. به همین دلیل است که هرچه درآمد دولت افزایش یابد، سهم هر یک از افراد جامعه از درآمدهای کسب شده نیز افزایش خواهد یافت. اما هنگامی که مدعیان مالیاتی از گزارش‌های صحیح و ارائه اطلاعات مالی درست، امتناع می‌ کنند و با تقلب‌های خود، قصد فریب مقام‌های دولتی را دارند، سبب کاهش رفاه عمومی و عدم تحقق عدالت اجتماعی می ‌شوند.

پیامد بی اعتمادی

در واقع اعتماد از مهمترین مولفه‌های امروزی می باشد. بدین معنا که اگر افراد یک گروه به یکدیگر اطمینان نداشته باشند و تا زمانی که این اعتماد پایدار نباشد، منافع افراد جامعه به خطر می افتد.

این بی اعتمادی وقتی حاصل می شود که افراد گروه به صورت ناعادلانه و متقلبانه و با در نظر گرفتن منافع شخصی خود، امور شرکت را پیش می برند. همین موضوع مانند زلزله می‌ ماند که قادر است بنیان مستحکم یک بنیاد را به ویرانی بکشاند.

در چندین سال گذشته حسابداران، حسابرسان و مدیران شرکت‌هایی مانند تایکو، رایت آید، گریس و ورد کام با در نظر گرفتن منافع شخصی خود، مرتکب تقلب‌های حسابرسی و حسابداری شدند. در این مجموعه‌ها، اخلاق فدای سود شد و تخلف حسابداران و حسابرسان، سبب ایجاد بحران و عدم اعتماد به جامعه حسابداری شد.

همین موضوع باعث شده که جایگاه حسابدار و حسابرس در جوامع دچار تزلزل شود و مدیران و صاحبان کسب و کار نتوانند حسابداران و حسابرسان اعتماد نمایند.

پیامد قانون افزایش هزینه فرصت

از پیامدهای بداخلاقی در فرایند گزارشگیری مالی وضع قوانین و مقررات جدید برای حمایت از نسل‌های آینده است که می تواند محرک خوبی در کنترل و پیشگیری از تکرار تقلب‌ها و جرایم شود. برای مثال در مورد رسوایی گزارش‌های مالی که در چند سال گذشته رخ داد، می توان به تصویب قانون ساربنز-آکسلی اشاره کرد.

طبق این قانون جریمه‌های جدی و سنگین برای فعالیت‌های فریبکارانه درامریکا وضع شد. در نتیجه رفتارهای غیر اخلاقی در فرآیند گزارش‌گیری در انتها گریبان گیر تهیه کنندگان گزارش‌های مالی خواهد شد و محکومیت سنگین و تاوان‌های سختی در انتظار آنها خواهد بود.

اما متاسفانه، قوانین جدید تنها برای دوره‌ای مفید است، چرا که بعد از آن فریب کاران و متقلبان شیوه‌ای برای دور زدن این قوانین پیدا می کند و این روند همچنان ادامه دارد.

پیامد فروپاشی و ورشکستگی

اکثر استفاده کنندگانی مانند بانک‌ها، اطلاعات حسابداری شرکت‌ها را طبق تصمیم‌گیری‌های خود انجام می ‌دهند و طبق این اطلاعات نسبت به انجام امور اقدام می نمایند. ارائه اطلاعات غلط از سوی شرکت‌ها و سازمان‌ها می تواند سبب تصمیم گیری نادرست شود.

 برای مثال فرض کنید شرکتی از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نیست و تصمیم دارد برای دریافت تسهیلات بانکی با کمک یک روش غیر اخلاقی صورت زیبایی از بدهی شرکت در ترازنامه نمایش دهد تا موفق به دریافت تسهیلات شود. سپس بانک یا موسسه اعتباری دهنده، طبق این اطلاعات نادرست تصمیم به اعطای وام می گیرد.

مدیر شرکت با این اقدام فریبکارانه خود، نه تنها باری را از روی دوش خود بر نداشته، بلکه به میزان بدهی قبلی‌اش نیز افزوده و به احتمال زیاد، توان پرداخت مبلغ بهره، و اقساط پرداختی اصل وام را نخواهد داشت. در نتیجه بانک یا اعتبار دهنده، وسیقه‌ای که از شرکت به عنوان پشتوانه طلب نموده را از طریق مراجع قضایی به تملک خود در آورده و این شرکت ورشکسته می شود.

 ۵ فرضیه برای ریشه های بد اخلاقی در حسابداری

فرضیه طمع

همانطور که می دانید، انسان به صورت ذاتی موجودی طمعکار می باشد. البته بیشتر افراد جامعه نسبت به این جمله واکنش منفی نشان می دهند و در مقابل آن، جبهه می ‌گیرند، اما در واقع انسان برای داشتن اختیار، طمعکار آفریده شده است. در واقع این طمع است که موجب سقوط و عروج انسان می شود.

حال این خصلت ممکن است در جهت کسب ثروت روی دهد یا در کسب معرفت.

پس نتیجه می گیریم که علاوه بر نیاز، طمع سبب رفتارهای غیر اخلاقی می شود. شرکت‌هایی هستند که حسابداران و مدیران طمع کاری دارند و از همین رو گزارشات مالی متقلبانه ارائه می ‌دهند و به فکر سود بیشتر و منفعت بیشتر هستند.

فرضیه نیاز

نیاز می تواند انسان‌ها را به هر کاری وادار نماید، در اینجا انسان به معنای تک تک افراد جامعه می باشد. حسابدار هم به عنوان یک انسان معمولی در جامعه در نظر گرفته می ‌شود که به دلیل برطرف کردن نیازهای خود ممکن است مرتکب بد اخلاقی در حسابداری شود. این نیاز، معمولاً نیاز مالی و مشکلات اقتصادی می ‌باشد. معمولاً در شرکت‌هایی که نیاز مالی حسابدار آن تامین نمی ‌شود و مدیران به حقوق واقعی خود نمی ‌رسند، احتمال ارتکاب جرم و اعمال متقلبانه بسیار بیشتر است.

فرضیه تاثیر محیط

محیط می تواند به شکل تسخیر کننده‌ای بر جسم روح هر فردی تاثیرگذار باشد. پس یک حسابدار وقتی شاهد بداخلاقی همکاران، مدیران و… است می تواند تحت تاثیر رفتار آنها قرار بگیرد و مرتکب رفتار غیر اخلاقی در حسابداری شود.

فرضیه تبعیض

متاسفانه در جامعه‌ای زندگی می‌ کنیم که افراد ثروتمند جایگاه محترم‌تری از افراد کم درآمد دارند. همین تبعیض‌ها باعث می شود افراد به سمت ثروت گسیل شده و خودشان را به هر دری بزنند تا بتوانند به ثروت برسند تا با آنها با احترام رفتار شده و نگاه اطرافیان را به خود جلب نمایند.

فرضیه فقدان قانون

قانون می ‌تواند افراد سرکش را رام کند. این قانون است که می تواند انسان‌ها را از انجام جرایم و بی نظمی در جامعه باز دارد.

اگر بخواهیم نگاهی به قوانین و مقررات کشورها بیاندازیم، خواهیم دید که قانون سپر محکم و اهرمی بازدارنده برای افرادی ست که جرم و جنایت انجام می دهند. برای مثال در آمریکا مجازات افرادی که به چاپ اسکناس جعلی می‌ پردازند، مرگ است.

از همین رو بسیاری از افراد جرات این کار را ندارند و این می تواند یک نشانه خوب باشد. در نتیجه می‌توان گفت جوامعی که قوانین بازدارنده مناسبی ندارند، این احتمال وجود دارد که گزارش‌های مالی صحیحی نداشته  باشند و اظهارنامه‌های مالیاتی درستی در این جوامع ارائه نشود.

جمع‌بندی مطلب بد اخلاقی در حسابداری 

بداخلاقی در حسابداری بحث بسیار داغی بود که ما امروز به شرح آن پرداختیم. اگر تمام افراد جامعه روی اخلاق و رفتار خود تمرکز کنند و سعی کنند، به درستی وظایفشان را انجام دهند، حق بسیاری از افراد جامعه پایمال نمی شود.

سوالات و نظرات خود را در قسمت دیدگاه‌ها برایمان ارسال نمایید.

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *