مشکلات حسابداری

مشکلات حسابداری یا حرفه بیمار حسابداری

مشکلات حسابداری:

شاید این سوال‌ها برای شما نیز پیش آمده باشد که

  1. چرا حسابداران در دنیا و مخصوصا در ایران به جایگاه حق و شایسته خود نمی‌ رسند؟
  2. چرا هنوز برخی از افراد هستند که نمی توانند به مشاوران حسابداری اعتماد نمایند؟
  3. چرا صورت‌های مالی و گزارش‌های رسمی حسابداری چندان جدی گرفته نمی شود؟
  4. چرا حسابداری به صورت نهادین در تجارت‌ها و کسب و کارها ریشه نمی ‌تواند حضور پیدا کند؟
  5. چرا با وجود علم حسابرسی و کنترل‌های حسابداری برخی از افراد آن رغبتی نشان می دهند؟

جواب این سوال تا حدودی مشخص است یکی از آنها فرار از پرداخت مالیات است.

خیلی از کسب و کارها هستند که به دلیل پرداخت نکردن مالیات علاقه‌ای به ثبت حساب کتاب‌ها و در نرم افزار حسابداری ندارند و در واقع دوست ندارند کسی از حساب و کتاب‌هایشان با خبر شود و به طور سنتی به کار خود ادامه می دهند.

در ادامه با ما همراه باشید تا عوامل دیگری که باعث بوجود آمدن مشکلات حسابداری یا بیماری حرفه حسابداری شده‌اند، بپردازیم:

مشکلات حسابداری

عوامل موثر در مشکلات حسابداری

اگر بخواهیم واقع‌گرایانه به مسائل اجتماعی نگاه کنیم، پیداکردن پاسخ برای چراها کار ساده‌ای نیست و می توان گفت مشکلات حسابداری، همیشه با عوامل اجتماعی پیوند دارند.

شاید فکر کنید که در کشورهای در حال توسعه حسابدار به اندازه کافی وجود ندارد، اما این طور نیست!

  • از مشکلات حسابداری می توان گفت حمایت دولتی از این حرفه، صورت نمی گیرد و کتاب و نوشته حسابداری که ارزشمند باشد در دسترس افراد جامعه قرار نخواهد گرفت.
  • دانشگاه‌ها و مراکز علمی حسابداری محدود بوده و اکثر برنامه‌های درسی حسابداری جامع نیستند.
  • موسسات حسابرسی، تجربه چندانی در این کار ندارند و این جزو مهم ترین مشکلات حسابداری است.

اما از همه اینها گذشته مشکلات حسابداری در اصل ماجرا، فقدان انگیزه‌های مادی در شرکت‌ها برای افزایش و ارتقای بهره‌وری تولید و کارایی عملکرد است.

هنوز برخی از شرکت‌ها هستند که تجربه کافی برای سرمایه داری نداشته و رابطه بین عملکرد تجاری و صنعتی و نظام پاداش‌ها را امری غیرمنطقی، می دانند.

مسلما باید شرکت هایی که بهره‌وری بالاتری دارند، شیوه‌های مدیریتی پیشرفته‌تری را مورد استفاده قرار دهند تا بازده تولیدی بیشتری داشته باشند یا دارای واحد کنترل کیفیت دقیق تری بوده و از کارمندانی پرتلاش و مدیران کاردان، برخوردار باشد…

اما در واقعیت اینطور نیست و این نوع کسب و کارها نه تنها پاداشی دریافت نمی کنند، بلکه با رقبای کاهل و غیر فعال خود برابرند.

به عبارتی دیگر توزیع درآمدها و سود ، معیارهای ناعادلانه‌ای دارد که ربطی به کارایی بهره‌وری نخواهد داشت. به همین دلیل هم، انگیزه اقتصادی بسیاری از شرکت‌ها برای افزایش بازده تولید و کارایی عملکرد از بین می ‌رود.

یکی از دلایل اصلی به وجود آمدن این معیارها بین نظام پاداش و کارایی نقش دولت است.

در حقیقت ماشین دولتی، نقش ویژه‌ای در تولید محصولات و خدمات دارد. معمولا این دستگاه بروکراتیک قوانین، محدودیت‌ها و معیارهای غیر عقلانی را تحمیل می‌ کند.

معمولاً تاجرهای آمریکایی و اروپایی که به جهان سوم می ‌آیند، سعی در محکم کردن پیوندهای خود با دستگاه اداره کننده هستند.

برای مثال اگر به یک کشور عربی سفر کنید یا با یکی از افراد مانند شاهزاده یا امیر این کشور در ارتباط باشید، می توانید خود را عضو شرکت درآورده تا موفق شوید.

بیان ساده‌تر، این دستگاه، قسمت اصلی اقتصاد را کنترل نموده و علاوه بر آن با تصمیم گیری‌ها و وضع قوانین و ضوابط، همواره در حال تغییر شرایط است.

برای مثال:

  • کالایی که امروز مجاز بوده، یک روز دیگر ممنوع خواهد شد.
  • انحصاری که بر روی کالایی قرار دارد روز دیگر از روی آن برداشته می‌ شود.

به همین دلیل هم، نرخ برابری ارز فروش و سود شرکت، همواره در حال تغییر است!

و به طور خلاصه می توان گفت، دولت نقش مهمی در این ماجرا دارد و با فشارهای سیاسی و تنش‌های اجتماعی می تواند شرکت‌های تجاری و تولیدی را تحت تاثیر قرار دهد.

درحقیقت تصمیماتی که در دولت گرفته می ‌شود که گاه عجولانه و بدون در نظر گرفتن شرایط کسب و کارها می باشد، سبب متزلزل شدن روش‌های تولید و مبادله خواهد شد.

شاید یکی از دلایل اصلی مشکلات حسابداری بی‌رغبتی سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری بلند مدت همین موضوع باشد.

در همین اوضاع، رابطه عملکرد و سیستم پاداش، دچار آشفتگی می شود و غیرعقلایی به نظر می‌ آید.

اینجاست که اگر حسابدار به تاجر یا مدیر شرکت بگوید که چرا بهای تمام شده یک کالا در این مقدار است یا با تهیه صورت‌های پرداخت نقدی، نقدینگی شما بهبود می یابد! مشورت‌های حسابدار جدی گرفته نشده و به آنها توجه نمی شود.

معمولاً در این نوع از شرکت‌ها اگر حسابداران نظری بدهند که به منفعت و سود شرکت است، مدیران و تاجران به سخنان آنها اعتنایی نکرده و با روش‌های غیر منطقی و غیرعقلایی به کسب و کار خود ادامه می دهند و از روش‌های دیگر سود کسب می کنند.

این نوع از مدل‌ها، راه‌های بسیار آسان‌تری برای افزایش ثروت سراغ دارند که ترجیح می‌دهند، از این راه‌ و روش‌ها استفاده کنند و به نظرات و پیشنهادهای حسابداران توجه نکنند.

  • تا زمانی که می توان به وسیله ارتباطات با مقامات و ماموران، محصولات و کالاها را چند برابر قیمت فروخت!
  • زمین‌خواری کرد
  • از تغییرات نرخ ارز استفاده کرد
  • از تغییرات ارز بهره مند شد
  • با اموری مانند واسطه‌گری کسب درآمد نمود
  • با گرفتن رشوه، پول را به دست آورد
  • تا زمانی که می توان پورسانت‌های عجیب از فروشندگان داخلی و خارجی گرفت بساز و بفروش نمود
  • تا زمانی که خرید و فروش معامله به شانس و اقبال و زرنگی افراد جامعه وابسته باشد، افزایش بهره‌وری معنایی ندارد و کارایی تولید به هیچ دردی نمی خورد.

مشکلات حسابداری

چه کسی به فکر کاهش هزینه است؟

تا هنگامی که معیارهای کارایی و بهره‌وری در جامعه منبع رشد طبیعی نداشته باشد و به رسمیت شناخته نشوند، مشکلات حسابداری به وضوح دیده خواهند شد و حسابداری نیز ریشه ندارد و حسابرسان جایگاهی نخواهند داشت!

تا زمانی که پول درآوردن کار ساده‌ای باشد و رقابتی بین شرکت‌ها وجود نداشته باشد، راه و روش‌ها برای بالا بردن کیفیت محصول، کارایی تولید، بهره‌وری نیرو و استقرار نظام حسابداری امکان پذیر نخواهد بود.

از تمام این گفته‌ها می توان نتیجه گرفت که باید تمام امور به صورت ریشه‌ای درست شود یا به بیان دیگر باید کار از زیربنا و پایه ساخته و محکم شود.

یک مدیر باید بداند تنها راه و روش درست و صحیح برای افزایش سود ارتقای بهره‌وری، افزایش صلاحیت کارمندان و بالا بردن تعداد نیروهای کارآمد و متخصص جهت بهبود کیفیت کالاها و افزایش کارایی می باشد.

جمع‌بندی

و این بود داستان مشکلات حسابداری یا حرفه بیمار حسابداری. البته دیگر حرفه‌های جامعه نیز سلامت خوبی ندارند. اما مدیران و تاجران باید باهوش باشند و برای سلامت حرفه حسابداری بکوشند، چرا که این افراد با علم و دانش خود می‌ توانند کسب و کار آنها را به سوددهی برساند.

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *